به ساعت نگاه میکنم و ثانیه ها را میشمارم
و ساعت نقاشی میکشم و ثانیه هایش را میشمارم
دلم گرفته و غصه هایش را میشمارم
به زمان مینگرم و خوبیها را میشمارم
خوبی ها کم است نمیتوانم بشمارم
تو بیا با تو خوشبختشم خوبیهایم رو بشمارم
بشمارم بشمارم
میمیرم
من اگر یاد تو را
یاد نکنم
میمیرم
ای آسمان من بدونه نسرین تو را نمیخوام
ای زمین من بدونه نسرین نمیخوام روی تو راه برم
ای خورشید من بدونه نسرین از تو گرما نیمخوام بهتر خاموش بشی تا من بمیرم
ای ماه اگر نسرین نباشد من از تو لذتی نمیبرم
نسرین تو همه کس منی اگر تنهام بزاری سعیدی دیگه وجود نخواهد داشت
درد و دل با تو گویم با تو راز دل گویم
این دل گوید من عاشقم من عاشق عشقم نسرینم
نسرین: آسمان ، زمین ، خورشید ، ماه و هر آنجه در زمین هست فدای نو
وقتی دلم میگیره با نسرین حرف میزنم نسرین ارومم میکنه
وقتی به آسمون نگاه میکنم یاد نسرینم میوفتم
وقتی راه میروم نسرین را کنارم حس میکنم
نسرین در تمام وجودم هست
نسرینم دوست دارم این حرفو من نزدم دل و قلب زدن
سلام دوستان عزیزم
من این وبلاگ رو درست کردم که تقدیم عشقم کنم
نسرین تقدیم به تو
ای خدای بزرگ من رو به نسرین برسان